میدونم خیلی دلتون برای قلم فرسایی ها و در فشانی های من تنگ شده بود ..انرژی مثبت بود که متساطع میشد از در و دیوار بلاگ.:))
امیدوارم سال جدید سال عبور از مشکلات فعلی در سایه تدبیر و امید و تلاش بیشتر باشد....این پیام رو تو تلگرام برای چند نفر فرستادم نمیدونم چرا فحش میدادن...متنش که خوبه:)
در هرصورت سال نو شد و ما کهنه تر شدیم! یه مقدار بی تفاوت تر فقط روزگار میگذرونیم !
هنوزم احساس خاصی نسبت به لحظه تحویل سال ندارم به نظرم صرفا یه چیز قراردادیه..مثل صفر و یک ریاضی...اما این شور و حالی که بین مردم ایجاد میشه جالبه...انگار همه منتظرن یه اتفاق جدید بیفته!
داستان اون مردی رو شنیدید که بعد از تحمل چند سال بی خوابی دیوونه میشه و هر شب میره بیرون و یه نفر رو به فجیع ترین شکل ممکن میکشه .
شما روشی، ایده ای ،طرحی سراغ ندارید که این افکار مزخرف شبانه برن پی کارشون؟
--------------------******------------------
از شنبه دوباره میریم بیمارستان و این بار بخش عجیب و غریب زنان و زایمان...هنوز فلسفه این بخش رو برای پسرا نفهمیدم...اگه فهمیدم بهتون میگم:)
برچسب:
نویسنده: آرمان اکبری