شرح یک ویزیت!
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
دیشب یه بیمار داشتم میگفت که من احساس نفخ دارم احساس میکنم که باکتری روده گرفتم...اومدم برام آزمایش بنویسید!گفتم باکتری روده یا معده؟ گفت نه روده..معده رو میدونم ندارم...بعدشم گفت کلستریدیوم...گفتم منظورت کلستریدیوم دیفیسیل هست...گفت آره من کتابام رو که مطالعه کردم اینجوری نوشته بود...و درمانش هم نو...
حسِ خوبِ صبحِ زود
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
حسی که الان بعد از بیدار موندن کل شب دارم منو میبره به ده سال پیش و زمان قبل از کنکور...وقتی کل شب رو درس میخوندم و صبح ها مثل الان از بیرون صدای گنجشک و آواز خروس میومد و با کتابم میزدم بیرون...هوای خنک صبح و کوچه خلوت ،خوراک پیاده روی بود ... معمولاً صبحا که دیگه آخرای تایم مطالعه ام بود رو میذاشت...
شما را به خدا از کورتیکواستروئید!
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
دیشب بیماری داشتم که میگفت از یک هفته قبل مریضیش ابتدا شده.میگفت تو این یه هفته انواع آمپول ها و سرم ها رو زدم و نمیدونم چرا خوب نمیشم؟گفتم خب چه داروهایی داخل این سرم ها بوده ؟ در نهایت کاشف به عمل اومد که در این سه روز پشت هم سه تا بتامتازون زده و بعدشم خودسرانه رفته دگزامتازون زده!گفتم با این حجم...
هیوسین
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
چند شب پیش شیفت شب بیمارستان بودم ...از ساعت هشت شب تا هشت صبح.شب شلوغی بود انصافاً تا ساعت ۱ و نیم شب اینا بی وقفه مریض اومد به طوری که فقط دو سه بار بین مریض رفتم یه لیوان آب خوردم و برگشتم نشستم سرجام.دیگه یک و نیم یه شامی خوردم و بعد از اون هم هر نیم ساعت مریض اومد تا صبح... ساعت پنج صبح یه پدر ...
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
همیشه و همیشه خدا رو شاکرم چون با این که بنده خوبی براش نبودم تو برهه های حساس زندگی دستمو گرفته ..جاهایی که واقعاً ناامید بودم منو از مخمصه کشیده بیرون.کنکور با این که شرایطم ایده آل نبود و مشکلات زیادی وجود داشتن رتبه ای فراتر از چیزی که لیاقتش رو داشتم گرفتم ... تو آزمون در روز جاری هم به وضوح دس...
شیفت بیمارستان
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
تقریباً یه هفته قبل از آزمون یکی از دوستام زنگ زد که تو فلان بیمارستان شب جمعه و جمعه عصر شیفتم و نمیتونم از یزد بیام..بیا لطف کن برو برام کاور کن...گفتم بابا امتحان دارم یه هفته دیگه ..شیفتای اونجا هم سنگینه ..خلاصه کلی بهم اصرار کرد گفت شب تا صبح میتونی تست بزنی و منم دیگه قبول کردم چون چند باری ق...
سقف افزایش ظرفیت کجاست؟
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
بازم میگم دلم برای همه دوستان عزیزی که تازه دارن پزشکی میخونن یا حتی استاژرن میسوزه..با این وضعیت اشباع داخل شهرا که حتی برای یک سری تخصص ها اشباع شده فقط تنها راه کار کردن اینه که برن تو شهرای کوچیکتر یا روستا ها و تو مراکز بهداشت و با هر شرایطی که بهشون تحمیل بشه قرارداد ببندن...در مدت اخیر به خاط...
ابطال آزمون؟
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
در یک هفته اخیر به زیبایی با روان ما بازی شد...در یک برنامه تلویزیونی تعداد افراد بالای نمره ۵۰۰ رو خبر دادن و گویا از ۳۹ نفر پارسال به ۴۱۳ نفر رسیده در حالیکه سطح آزمون متوسط بود..با این آمار مشکوک شائبه های تقلب زیاد شد ..ولی خب من باور نمیکردم..با خودم گفتم هر چی هم بشه فرصت نداره گردن بگیرن و م...
نفسی می آید و جهان در گذر است
-
تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 0:25
سلام دوستان عزیزچند باری تلاش کردم دوباره اینجا بنویسم ولی دستم به نوشتن نمیرفت انقدر این مدت اتفاقات مختلف برام افتاده بود که نمیدونستم از چی بنویسم ...در زمان حاضر با خودم گفتم بذار این وبلاگ هنوزم میتونه جریان داشته باشه و نفس بکشه... اون زمان که آخرین پست رو اینجا دادم درگیر مشکلات زیادی بودم.مش...
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 12:27
چند روز پیش شیفت دیگه ای تو مرکز ابیانه دادم...مرکز به صورت بیتوته هست یعنی عصر و شب درب مرکز بسته هست ولی پزشک میمونه تو مرکز که اگه مریض اورژانسی اومد ویزیتش کنیم..البته بدون پرستار و داروهای اساسی فقط میتونیم اقدامات اولیه رو انجام بدیم و اگه لازم بود زنگ بزنیم ۱۱۵ که آمبولانس بیاد ببرتش بیمارستا...
بده بزنیم!
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 12:27
پزشک مرکز طرق این بار آبله مرغون گرفته و یه هفته رفته خونشون...دوباره مسئول گسترش ساعت ۷ ونیم بهم زنگ زده: دکتر امروز میری طرق؟همیشه اینجوریه که تا لحظه آخر نمیدونی امروز باید کجا به مردم خدمت کنی!به کجا میروم آخر ننمایی وطنم!گفتم : تا ظهره دیگه ؟ چاره ی دیگه ای که نیست!البته هست ولی حوصله ای نیست! ...
یک روز کاری با چاشنی مشکلات اعصاب و روان
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 12:27
سلامامروز بعد از روز کاریمون همینجوری داشتم به لیست افرادی که ویزیت کرده بودم نگاه میکردم و دیدم تقریباً ۸ تا از ۲۸ نفرشون یا به خاطر مشکلات روانپزشکی مراجعه داشتن یا داروهای اعصاب و روان تو لیست داروهاشون وجود داشت...جالبه که تو سنین مختلف بودن از کودک دوساله و پسر ۱۰ ساله تا خانم باردار و پیرمرد و...
در مسیر طرقرود
-
تاریخ: 1403/2/1 ساعت: 5:22
سلام دوستان عزیز عیدتون مبارکامیدوارم سال ۱۴۰۳ برای هممون پر از اتفاقای قشنگ باشه
همیشه منفعل بودم...این بار نه!
-
تاریخ: 1403/2/1 ساعت: 5:22
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه.. در ادامه مطلب یه سری مطالبی نوشتم از یه تجربه جدید که تا حدی خصوصی هست و یه مقدار ملاحظاتی هست در موردش که ترجیح میدم فقط به افراد آشنا بدم و عمومی نباشه درنتیجه رمز دار هست..به هر صورت شرمنده راستی عیدتون هم پیشاپیش مبارک باشه:)
طبابت با اعمال شاقه
-
تاریخ: 1403/2/1 ساعت: 5:22
یکی از نکات مهمی که تو بحث طبابت هست اینه که شما باید در حین ویزیت ۱۰۰ درصد تمرکزت رو بیمار و مشکلش و درمانش باشه...این مسئله متاسفانه تو ایران با مشکلات مختلفی که ایجاد میکنن یه چیز آرمانگرایانه به حساب میادامروز یه مریضی داشتم با شکایت تپش قلب ...شرح حال و معاینه رو انجام دادم به این نتیجه رسیدم ک...
لاکچری
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 19:43
هنوز درک نمیکنم یه عده چه جوری این همه پول و انرژی و از همه مهم تر زمانشون رو صرف میکنن که صرفا زندگیشون لاکچری و طبق مد باشه و تو چشم بقیه شاخ به نظر بیان؟چرا باید چندین برابر خرج کنی تا جدید ترین مدل آیفون رو داشته باشی؟ و کلی دردسر سر رجیستری و سایر مواردش بکشی ؟؟در حالی که مدلای با قیمت پایینتر ...
برچسب زدن
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 19:43
یکی از مغالطه های رایجی که انجام میشه برچسب زدنه...میخوای حرف طرف مقابل رو بی ارزش کنی در حالیکه جواب منطقی برای استدلالش ندارین؟اصلا نگران نباشید!خیلی راحت یه برچسب به طرف مقابل میزنین و این مثل داغ بردگی و لکه ننگ میچسبه رو پیشونی طرف و دیگه هیچ کس حاضر نیست حتی حرفش رو بشنوه!خوشبختانه در این مرز ...
Sounds like a plan?
-
تاریخ: 1402/12/6 ساعت: 19:43
دیشب تصمیم گرفتم یه مقدار برنامه ریزی به زندگیم بدم...از این تصمیمای یهویی که یه دفعه چکشی میخوره تو سرمون و خیلیاشم عملی نمیکنیم!اولاً حذف خواب بعد از ظهر که واقعا سم بدی بود به جای اینکه سرحال بیارتم باعث رخوت و بیحالیم میشد و خیلی وقتا هم بعدش سردرد میگرفتم..از اونورم باعث میشد شب تا دیروقت خوابم...
ارتوپدی
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 13:44
استاجر(کارآموز) ارتوپدی بودم .یه رزیدنت سال یکی( دکتر ش) داشتیم که همیشه سال بالایی ها اذیتش میکردن و به هر بهانه ای براش کشیک اضافه میزدن..این بعضی وقتا تو اتاق گچ گیری میخوابید ...یه بارم حتی سرش کبود شده بود و شایعه شده بودن رزیدنت سال ۴ از خجالتش دراومده و زده تو مخش!اینم تمام عقده هاش رو سر است...
خواب نطلبیده مراده
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 13:44
یکی از لذت بخش ترین خواب هام زمان کنکور وقتی دراز کش کتاب میخوندم یا تست میزدم و یهویی خوابم میبرد.زمان بیدار شدنم هم یه سورپرایز بود اصلا نمیدونستم کی هست بعضی وقتا همون روز بود بعضی وقتا فردا بود یه وقتایی هم نصف شب!الان خیلی وقته تو شروع خوابیدن مشکل دارم حتی تو اوج خستگی تا میرم رو تخت خواب که ب...